رضا قليخان هدايت
727
مجمع الفصحاء ( فارسي )
211 حنظلهء بادغيسى خراسانى از متقدمين حكما و متكلمين است و صاحب ابيات متين است ظهورش در روزگار آلىليث صفار بوده و در عهد آل طاهر شعر فارسى ظاهر نموده اگرچه آل طاهر معتقد شعر فارسى نبودهاند و در آنوقت هيچكس صاحب اين طرز زيبا نشده حكيم بناى گفتن شعر فارسى گذاشته و در اين فن لواى مسلميت برافراشته در اين كار وى بر همه مقدم بوده مگر بر ابو العباس مروى ظهور وى در مائه ثانيه از هجرت بوده معاصرين او محمود وراق و فيروز مشرقى بودهاند وفاتش در سنهء 219 بوده است . يارم سپند اگرچه بر آتش همىفگند * از بهر چشم تا نرسد مرو را گزند او را سپند و مجمر نايد همى به كار * با روى همچو آتش و با خال چون سپند و له مهترى گر به كام شير در است * شو خطر كن ز كام شير بجوى يا بزرگى و ناز و نعمت و جاه * يا چو مردانتْ مرگ روياروى 212 خبّازى نيشابورى از استادان قديم و سخنگويان زمان آل سامان در نظم سخن پارسى متفرد و معاصر استاد عماره مروزى و ابو المؤيد بلخى و رودكى و كسايى و دقيقى و اعجمى و طخارى و جويبارى و ابو العباس بن عباس زنجى و ابو المثل بخارى و بنت كعب قزدارى و شهيد بلخى و ديگران بوده و از اشعارش چيزى در ميان نمانده و وفاتش در سنهء 342 اين دو بيت از اوست : مىبينى آن دو زلف كه بادش همىبرد * گويى كه عاشقى است كه هيچش قرار نيست